محمد يار بن عرب قطغان

104

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

درآمد و بر قلعهء كلات استيلا يافت . حاكم مرو شاه جهان قنبربى چون آن خبر شنيد ، با جمع كثير از جنود اوزبك متوجه كلات گشت و فريدون حسين ميرزا از روى اضطرار به حصار كلات درآمده ، متحصن شد . و قنبربى آن حصار را فتح نموده ، فريدون حسين ميرزا به دست افتاد و رخت بقا به باد فنا داد . « 1 » ( 62 ب ) ذكر تاخت نمودن محمد خان شيبانى [ به ] ولايت كرمان و آذربايجان تا حدود مملكت روم و محاربه كردن شاه اسماعيل رافضى و ديگر واقعان تا زمان وفات « 2 » . گفتار در ذكر والى عراق و آذربايجان شاه اسماعيل تركمان بر سر خراسان و جنگ كردن محمد خان شيبانى در نواحى مروشاه جهان و شهيد شدن آن خان عالى شأن بنابر تقدير ملك منّان بيان اين حال بر سبيل اجمال آنكه ، چون به سپاه خاقان صفدر اندك شكستى در يورش هزاره و نكودرى و اويماقات زمين‌داور « 3 » به رسم شبيخون راه يافته بود ، محمد خان شيبانى با « 4 » خاطر مشوش و پريشان مراجعت فرمود ، تمامى عساكر ظفرقرين و برادران نصرت‌آيين و فرزندان سكندر تمكين را رخصت داده ، خود به ذات همايون در باغ جهان آراى هرات نزول اجلال نمود و هنوز روز چند نگذشته و از رنج راه و كوفت سوارى نياسوده بود كه آوازهء توجه شاه اسماعيل و قرب وصول او به ولايت خراسان به عرض خاقان گيتىستان رسيد . بيان اين « 5 » واقعه آنكه ، چون خبر شكست سپاه خاقان گيتىستان و رخصت دادن لشكر

--> ( 1 ) . س : از « بيان اين حادثه آنكه چون بديع الزمان ميرزا . . . به باد فنا داد » ، ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . همچنين مطالب نسخه از « چون فريدون حسين ميرزا بعد از آنكه . . . به باد فنا داد » عينا در حبيب السير ، ج 4 ، ص 393 آمده است . ( 2 ) . ت : و نكودرى كه در كوهستان گرمسير و زمين داور متوطن و ذكر تاخت نمودند ولايت كرمان بنا فرمان محمد شيبانى خان . ( 3 ) . س : هرات و سفر مكدر و آفات و رفتن او ( 4 ) . س : « با » ندارد : از نسخه « ت » افزوده شد . ( 5 ) . س : « اين » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد .